محمد رضا واليزاده معجزى
298
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
در همان اوايل جنگ بود كه سرهنگ ركنى جمعى از سربازان مربوط به اركان واحدها را كه بنده نيز جزو آنها بودم به هنگ پياده فراخوانده لباس و تجهيزات و اسلحه و كليه لوازم سربازى را به ما تحويل داد و يك دستگاه هم براى حركت دادن ما در ميان محوطه هنگ آماده ساخت . ولى در همين موقع خبر آوردند كه جنگ متاركه شده و سربازان بايد مرخص شوند . سربازان كه با شور و شوقى جهت شركت در جبهه جنگ و دفاع از وطن لباس پوشيده تفنگها را بدوش انداخته و قطار فشنگ را بر ميان بسته بودند از شنيدن خبر متاركه جنگ به قدرى اندوهگين و پريشانحال شدند كه حدى بر آن متصور نبود . جوانانى كه چند لحظه قبل غرق در سرور و شادى بودند ، به قدرى پژمرده و پكر شدند كه گويى عزيزترين كسان خود را از دست دادهاند . ولى چه توان كرد مقررات نظامى و اجراى امر ما فوق در ارتش تبصرهبردار نيست و بايد بىچونوچرا اجرا گردد . امر شد كه ساز و برگ و اسلحه و فانسقه و كولهپشتى را به انباردار هنگ تحويل دهند ، ولى انباردار هم از تحويل گرفتن امتناع داشت و عذر مىآورد . سربازان ذخيره بلاتكليف بودند كه چه بايد كرد و چون از رفتار سرهنگ ركنى و اوضاع احوال ديگر معلوم شد كه نتيجه جنگ بر ضرر ايران تمام شده ، موج ديگر از غم و اندوه بر سراپاى وجود سربازان تاختن گرفت و اكثرا به گريه افتادند . بالاخره سربازان بدون مطالبه برگ رسيد ، لباسها و تجهيزات و مهمات را در انبار روى همديگر انباشته و با يك دنيا غم و حسرت به سوى خانه خود رفتند . از اين به بعد اخبار نامساعد كه شنيدن آن تاب و تحمل و شكيبايى را زايل مىكرد متواترا مىرسيد و بعد از يك شبانهروز به درستى فهميديم كه چه مصيبتى دامنگير ملت گرديده است : از حيث وارد شدن تلفات و بمباران « 1 » مردم بيگناه در مرزها و ريخته شدن اسلحه و مهمات بر كف جادهها و افتادن آنها به دست اشرار كه بعدا امنيت كشور را مختل ساختند و به دزدى و غارت اموال مردم پرداختند .
--> ( 1 ) . اصل : بمباردمان .